غزالیات

روحِ من کم‌سال است

خیال‌پردازی‌های شبانه

من نمیتونم بگم کدومشون مهمترن!
نمیتونم بین تیک‌تاکِ ساعت و صدای جیرجیرک‌ها یکی‌شون رو برای خواب انتخاب کنم چون جفتشون بهم آرامش میدن...
حتی اون پتو‌های سنگین‌ِ سفید گُل‌گُلی‌های قدیمی هم باعث میشن من زودتر بخوابم.
آهان! توی پذیراییِ خونه قبلی‌مون شومینه داشتیم.زیرِ اون سفال‌های به ظاهر چوب رو روشن میکردیم و بهش خیره میشدیم.مامان میگه من چندین بار بی‌هوا جلوی گرمای آتیش خوابم برده بوده!
ولی هر چقدر که فکر میکنم هیچکدومشون به قدرت رویا‌پردازی‌های شبانه‌ نبودن!
من چشم‌هام‌‌ رو میبندم و به رویاهای دور و نزدیک فکر میکنم...
به اینکه چجوری دارم توی مزرعه‌ی کوچک و سرسبزم گوجه‌ گیلاسی میکارم و بعدش سریع میرم دست‌های گِلی‌م رو میشورم تا بیشتر از این مورمورم نشه و اینکه با کمک بابابزرگم اون قسمتِ پُر نورِ زمین‌ رو گُل آفتابگردون کاشتم و منتظرِ تخمه‌هاش هستم تا سریع بکَنم و تَفت بدم و بوی خوبش همه‌ی آشپزخونه‌‌ رو‌ پُر کنه...
به اینکه اون ماشین قرمزَ رو خریدم و رفتم دنبالِ رفیقِ همیشگی‌م تا بزنیم به دلِ دریا. اونوقت سریع کفش‌هامون رو از پامون بکَنیم و توی ساحلِ ماسه‌ای دریا بدووییم و چشممون دنبالِ سنگ‌های دریایی باشه،جمع‌شون کنیم و نگه‌شون داریم و هر وقت که نشد بریم لبِ ساحل و دلمون تنگِ دریا شد،چندتاشون رو در بیاریم،بهشون زُل بزنیم و بو کنیم!
و اینکه رفتم همون شهری که دوستش دارم و مشغولِ مزه‌ کردنِ غذای خیابونی‌ش هستم و به مردم و روشناییِ شب‌ش نگاه میکنم و قرارِ بعد از اون برم سوئیتِ کوچکِ خودم در انتهای کوچه‌‌ای که پُر از خونه‌های حیاط‌دارِ و ازشون بوی شیرینی و دمنوشِ گُل‌ گاو‌زبان میاد و جلوی درِ خونه‌شون آب و جارو شده و بوی نمِ خوبی به مشام میرسه!
حالا که دارم بیشتر فکر میکنم،رویاپردازی شبانه بهتره و از همه مهمتر باعث میشه پلک‌هام زودتر بخوابن! :)
#غزالیـــات🍀

همیشه ملس

یه آهنگ‌هایی رو به مرور میشنوی که هم میتونی باهاشون گریه کنی،هم بخندی،هم آرامش داشته باشی و هم عادی باشی!
یه جوری که میتونید هر روز زیرِ آفتابِ ذوب‌کننده‌ی تابستون دو کیلومتر رو تنهایی با یه بطری آب معدنی پیاده تا خونه بیایید یا وقتی که روی تختِ خنک و بالشتِ سفیدتون ولو شدید و دارید آبنبات چوبی لیس میزنید و انگشت‌هاتون بخاطر سرمای کولر داره با یخ رقابت میکنه،اون آهنگ رو‌ گوش بدید.
حتی وقتی اوضاعِ زندگی فشرده‌‌ست و اونجوری که میخوای پیش نمیره...
یه جورایی مثلِ یه دوست واقعی میمونه! هم توی خوشحالی‌هاته،هم توی ناراحتی‌هاته و هم توی بی‌حسی‌هات!
نمیدونم واقعا اسمِ اینجور آهنگ‌ها رو‌ چی میشه گذاشت!
حتی نمیدونم درحالتِ عادی باید باهاشون خوشحال بود یا ناراحت!
این آهنگ‌ها که هیچوقت تکراری نمیشن،این آهنگ‌ها واقعا مَلَس و همیشگی‌اند!
#غزالیـــات🍀

👣 پرسه در حوالی احوالم...
🍀 من آن شبدر چهـار پـرم
🍃 دانشجوی روانشناسی
Designed By Erfan Powered by Bayan