غزالیات

روحِ من کم‌سال است

این عاشورای به ظاهر عاشورا هم گذشت

این عاشورا هم گذشت...
طبل‌ها میروند انبار و خاک میخورند.
زنجیرها هم به کمدتان بازمیگردد.
آن پیشانی بندهای یاحسین،یا ابوالفضل هم تا میشوند و میروند به همان کِشویی که بودند.
همه چیز میشود همان سابق،همانی که بودند،شاید کمی کهنه‌تر بشوند ولی همان میمانند.
این مـردم هم مثلِ وسایلهای عزاداریشان،محرم را نیز یک گوشه می‌اندازند.
این کارِ همیشگیمان است.
انگار این عزاداری‌های امروزی فقط بهانه‌ایست که کنارهم جمع شویم،خودنمایی کنیم،برای همدیگر غش و ضعف برویم و نهایتش یک قطره اشک از چشمانمان بچکد پایین و برای بهتر دیده شدنمان زیرِ علم برویم تا مردم بگویند ببین چه زوری داره! و آخر دربه‌در به دنباله نذری،از آن کوچه به آن کوچه و از آن مسجد به مساجد دیگر سرکی بکشیم تا یک وقت نکند خانه‌هایمان با دَه پُرس غذا پُر نباشد.واگر بتوانیم هرچه بیشتر نذری بگیریم اسممان را میگذاریم زرنگ!
بی‌احترامی نشود ولی این یک واقعیته محض است.
مگر میشود کسی بگوید همه‌ی حرفهایت اشتباه است؟!
در مقابل کسانی را هم دیدیم که چه خالصانه سینه زدند،زیارت عاشورا خواندند،هنوز انگار عاشورایی‌انـد...
این‌ها خود را با قَمِه زخم و زیلی نکردند،
روزها نرفتند آرایشگاه تا شب‌ها سالنِ بازِ فشن راه بیندازند،
حتی انقدر محکم طبل نزدند که یا طبل پاره شود یا گوشِ مردم،یا شیشه‌ها بلرزد و مریضی را بیازارد برای آنکه حسینی بودنشان را نشان دهند!
راستش را بخواهید این دومین سالی بود که خانه را به این خیابان‌های به ظاهر عذادار ترجیح دادم...
این عاشورا که گذشت،
سالِ دیگر عاشوراییِ واقعی باشیم!
#غزالیــات🍀

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
👣 پرسه در حوالی احوالم...
🍀 من آن شبدر چهـار پـرم...
Designed By Erfan Powered by Bayan