غزالیات

روحِ من کم‌سال است

تاریکی‌

وقتی بچه بودم از اینکه وقتِ خواب برسه میترسیدم! با خودم میگفتم باید تنهایی توی اتاقم با کلی عروسک که بهم زل زدن،بخوابم.از کمد دیواری سفیدم میترسیدم.چندین بار زیرِ تخت رو نگاه میکردم و پنجره رو محکم میبستم تا وقتی چراغ خاموش میشه،چیزِ ترسناکی وارد اتاقم نشه...
بعضی وقت‌ها هم چراغ رو‌ روشن میزاشتم و تا صبح لامپ داغ میکرد!
دوره‌ی نوجوانیِ خیلی عجیبی نداشتم.افسرده نشدم،گوشه‌گیر و منزوی نبودم،درک نشدن از طرف خانواده رو حس نمیکردم و... ولی هنوز از تاریکی کمی میترسیدم.میترسیدم توی تاریکی اتفاقی بیفته ولی من متوجه‌ش نباشم ولی فقط کمی! بلاخره دلیلِ بعضی صداها مثل هوهوی دری که خوب بسته نشده،صدای چکه کردنِ شیرِ آب و یا سایه‌ها و خیلی چیزهای دیگه رو فهمیده بودم...
شاید ابتدای دوران جوانی بودن و تازه کم‌کم مثلِ یه نوجوان رفتار کردن عجیب باشه ولی یه چیزی خیلی عجیب‌تر هست.اون هم وقت‌هاییه که چراغ اتاق رو خاموش میکنم،پنجره‌ی اتاقم رو باز میکنم،آهنگِ شاید غمگین و شاید شادم رو روی پخشِ مکرر میزارم و موسیقی با صدای جیرجیرک‌ها مخلوط میشه،باد خنک میوزه لای موهام و خنکی‌هاش میچسبه به انگشت‌های پاهام و من نفس عمیق میکشم،چشم‌هام رو میبندم و میدونم بی‌خطرترین اتفاقِ دنیا نشستن توی تاریکیه...!
بلاخره فهمیدم وقتی واردِ اوایلِ دورانِ جوانی میشی دیگه از تاریکی نمیترسی بلکه تاریکی بهترین رنگِ دنیا برای پوشاندنِ غم‌ها و خستگی‌هات میشه و بهترین حسِ دنیا رو بهت میده.شاید حسِ تهی و خالی بودن از هر رنگی!
#غزالیـــات🍀

خانوم ربات
۱۹ مرداد ۹۶ , ۲۳:۳۲
من این حس و خاستن تاریکی رو 
از سن 13 سالگی داشتم ...

پاسخ :

حس خیلی عجیبیه :) 
پس این حس رو خیلی خوب‌تر از من میفهمی :) 
آرزو ﴿ッ﴾
۱۹ مرداد ۹۶ , ۲۳:۳۸
من هنوزم از تاریکی می‌ترسم. بیشتر از این‌که همه خوابیده باشن و من بیدار باشم!

پاسخ :

یه امتحانی بکن! چراغ رو خاموش کن،موزیکی که بهت آرامش میده‌ رو پلی کن و به حس‌های اون آهنگ فکر کن...
شاید بیشتر معجزه‌ها توی تاریکی ااتفاق بیفتن ;) گاهی یه جور خلأ به آدم دست میده ...
از تاریکی فرار نکن و نترس و سخت نگیر.تو میتونی آرزو جانم :) 
Va hid
۱۹ مرداد ۹۶ , ۲۳:۴۹
تاریکی بهترین رنگِ دنیا برای پوشاندنِ غم‌ها و خستگی‌هات میشه و بهترین حسِ دنیا رو بهت میده.شاید حسِ تهی و خالی بودن از هر رنگی!

خودتون این بخش رو نوشتید ؟  خیلی قشنگ بود !!!! موفق باشی!!!

پاسخ :

بله خودم نوشتم :) 
ممنون از شما،قشنگ میخونید.
شما هم موفق باشید ;) 
آرام :)
۱۹ مرداد ۹۶ , ۲۳:۵۹
سلامم
غزاله جون :)
خوبی آبجی

نمیدونم شاید خالی از تهی باشه این رنگ و ترس....

پاسخ :

سلام آرام جان عزیزم :) 
شاید... هر چیزی ممکنه ;) 
عکاس باشی
۲۰ مرداد ۹۶ , ۰۱:۱۰
خیلی زیبا و پرمغز بود
خیلی
تبریک میگم بابت داشتن چنین قلمی

پاسخ :

امیدوارم همینطور که میگید باشه :) 
شما لطف دارید :) 
لیمو ترشـــ🍋
۲۰ مرداد ۹۶ , ۰۱:۴۵
چه خوب بود😍
من همیشه از اینکه وقتی چراغا کاملا خاموشه و همه خابیدن بخابم بدم میومده. الان... الان دیر تر از همه خابم. چراغ خونه رو من روشن نگه میدارم😂

پاسخ :

لیمو جونم 😍
چراغ‌های خونه نسوزن 😂
الآن تابستونه،هر موقع دوست داری بخواب ;) 
علیـ ــر ضــا
۲۰ مرداد ۹۶ , ۰۸:۳۶
تاریکی انگار یچیزع به نهایت ...... 

پاسخ :

بی‌نهایت‌تر از بی‌نهایت ;) 
ماهی :)
۲۰ مرداد ۹۶ , ۱۰:۲۹
من هنوزم چراغو روشن می‌کنم تا خوابم ببره  :))) 
ولی موافقم .. همیشه تو تاریکی بوده که آروم شدم ..

پاسخ :

الهی عزیزمممم :))
بابد بهش گفت تاریکیِ آرام‌کننده ;) 
Frozen Fire
۲۰ مرداد ۹۶ , ۱۴:۵۲
من از اول اولشم با تاریکی مشکلی نداشتم!
ولی الان آره...نه تنها مشکلی ندارم باش،بلکه دوسشم دارم!

پاسخ :

پس زودتر از بقیه به راحتی و یکرنگی کنارش پی‌بردی ;) 
منم دوستش دارم :) 
محمود بنائی
۲۰ مرداد ۹۶ , ۱۶:۵۵
هییییم (به قول یک عزیزی)! آره دیگه کم کم تاریکیه برات راحتی و امنیت میاره! 
مرسی که خوب مینویسی غزاله. 

پاسخ :

هییییم (اگه اشتباه نکنم اینو هلما جان میگفت😂)
مرسی از اینکه خوب میخونید ;) 
محبوبه شب
۲۰ مرداد ۹۶ , ۱۹:۱۵
منم اوایل می ترسیدم ولی خیلی وقته که کمتر شده...

غزاله خیلی خوب مینویسیا
قلمت مانا جان دل ❤

پاسخ :

منم مثله تو بودم ;)
ای جانا 8)  عزیزه دلی محبوبه‌ی من 💟
ساحل آرامش
۲۱ مرداد ۹۶ , ۰۲:۳۵
بهترین حالتش وقتیه که غروب ک میشه چراغارو روشن نکنی....
کم کم توی تاریکی فرو بری
خیلییییییییییییییییی این کارو دوس دارم

پاسخ :

آره تا حالا تجربه‌ش کردم ;)  جالبه :) 
ستاره جان
۲۱ مرداد ۹۶ , ۱۰:۳۵
خخخخخ ما که از اول در جمع خواهرانه می خوابیدیم 
برای همین الانم که سنی ازمون گذشته بازم مقداری در تنهایی می ترسیم هههههههه

پاسخ :

ای جان :)  حتما جمعِ دوستداشتنی هست :) 
تاریکی ترس نداره،یواش یواش باهاش دوست شو ;) 
nily ..
۲۱ مرداد ۹۶ , ۱۶:۳۷
واقعا نمی‌تونم حسمو نسبت به تاریکی بیان کنم...گاهی دوسش داشتم...گاهی هم نه...

پاسخ :

درسته...به حالِ آدم بستگی داره.گاهی تاریکی خیلی دلنشین میشه :) 
هلما ...
۲۲ مرداد ۹۶ , ۱۶:۲۲
میدونی غزاله یه جور خوبی مینویسی که جای حرف باقی نمیمونه :)

پاسخ :

ای عزیزم :) مهربونی‌هات همیشه میشینه به دلم ♡

من و غریبه
۲۳ مرداد ۹۶ , ۱۸:۴۳
تاریکی و لذت :)
چیزی بس تکرار نشدنی :))
شب و تاریک سهم عجیبی تو غم وغصه ها دارن مث یه دوست راز دار میمونن

پاسخ :

اتفاقا چیزی بس تکرار شدنیست! :)) هر شب حسش میکنیم :) 
دقیقا،گاهی زیادی راز دارن :) 
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۲۴ مرداد ۹۶ , ۱۶:۳۹
منم تازگی به مرحله نترسیدن از تاریکی رسیدم!

پاسخ :

هم حسیم :) 
حس خوبیه،ایمن،آروم و راحت :) 
مــ. مشرقی
۲۴ مرداد ۹۶ , ۱۸:۲۵
خسته باشی اتاقو تاریک کنی دراز بکشی وسط اتاق و به سکوت گوش کنی...

پاسخ :

یکی از بهترین هیپنوتیزهای آرامش بخشه ;) 
گُل نِگار
۲۶ مرداد ۹۶ , ۰۱:۰۸
من هنوز یوقتایی با تاریکی دست و پنجه نرم میکنم...!
چون یادآور تمام اتفاقات ِ تلخ ِ برام..
وقتی همه جا سیاه شد..همه ی اون اتفاقات مرور میشه ومن باید با جدال با تاریکی منتظز صبح باشم:)

پاسخ :

امیدوارم روزهایی برات فرا برسه که توی تاریکی حس‌های خوبی بهت منتقل شه.مثله یه حسِ سبکیِ دلنشین :) 
تو جدال موفق میشی.ایمان داشته باش که شب به زیباییِ روز است :) 
آرام :)
۲۸ مرداد ۹۶ , ۲۱:۲۲
غزال جون نظر پست بلایی رو که بستی عزیز؟؟
ولی متن قشنگی داشت:)

پاسخ :

همینطوری ناگهانی بستم!شاید چون الآن دوست داشتم نظرهایی برای روزهای کمی سخت نداشته باشم :) 
ای مهربونم :) ممنون آرامم :* 
آرام :)
۳۱ مرداد ۹۶ , ۱۲:۴۶
عزیزی:)
قوی باشیاااا😚😚😚 
قول بده😗😘😗😘😗👊

پاسخ :

ای جانمممم ♡´・ᴗ・`♡
قوی میمونم ;) 
بیا قولِ انگشتی بهت میدم :) 
یک عدد منِ سرکش ...
۰۴ شهریور ۹۶ , ۰۹:۰۲
من تا 16سالگی این ترسو همراهم داشتم 

راستی کامنت دونی پست بالا بسته بود خواستم بگم پستش خیلی به دلم نشست:) 

پاسخ :

هممون یه روزی از تاریکی میترسیدیم :) 
ای جان،ممنون عزیزم.دلت مهربونه 8) 
قندک میرزا
۲۲ شهریور ۹۶ , ۱۱:۲۲
نویسنده بااحساس و خوبی هستین

پاسخ :

از لطف شما سپاسگذارم.انشالله که همینطور باشه :) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
👣 پرسه در حوالی احوالم...
🍀 من آن شبدر چهـار پـرم...
Designed By Erfan Powered by Bayan