غزالیات

روحِ من کم‌سال است

تو به من ظلم کردی

با شنیدنِ یک آهنگ،حسی امشب دوباره مرا میبلعد
توِ لعنتی این حس را به جانم افکندی
ما میتوانستیم امشب کنار همدیگر آسمان صاف را تماشا کنیم
به ستاره‌ها و آن ماهِ نقره‌ای خیره شویم
و از سرمای هوای پاییزی آزرده نشویم
چون آغوشِ گرم تو بود
چون قلب‌ِ من حتماً خیلی گرم میتپید
و میتوانستیم برای کنار هم پیر شدن،
برای انگشت‌های همیشه بافته شده در دست‌هایمان،
برای سفر‌های دونفره‌مان و حتی برای شب‌بخیر گفتن‌هایِ هر شب‌مان حرف بزنیم و ...‌
تو به امشب
به این ماه،به این ستاره‌ها،
به اتفاقاتی که میتوانست بیفتد،
لعنتی،تو به من ظلم کردی...!
غزالیــات🍀

ف.ع ‏ ‏‏ ‏
۱۷ آذر ۹۵ , ۲۳:۳۲
و لعنتی عاشقانه ترین فحش دنیا ست...البته از نظر من...

پاسخ :

دقیقا همینطوره،حتی از نظر من :-! 
متـ ـین
۱۸ آذر ۹۵ , ۱۷:۳۵
و او چه می دانست که ذهن زیبابین تو ماه را نقره ای می بیند و دل تپنده ی گرم تو از سرما آزرده نمی شود!
آری! پنجره ی تو زیباست، کاش او هم مثل تو می دید...

پاسخ :

توصیف زیرکانه‌ای داشتید :)
ممنون از حضورتون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
👣 پرسه در حوالی احوالم...
🍀 من آن شبدر چهـار پـرم...
Designed By Erfan Powered by Bayan