غزالیات

روحِ من کم‌سال است

دلم برای مدرسه تنگ شده!

چقدر سریع گذشت! حدوداً دوسال مثله باد اومد و رفت! دروغه اگه بگم دلم برای مدرسه تنگ نشده! چرا،خیلی هم تنگ شده!
دلم برای اون صبح‌ها ساعت ۶/۳۰ با زنگِ سردردآورِ روی مخ،بیدار شدن و آرزو برای بیشتر خوابیدن و نق زدن‌هاش تنگ شده!
دلم برای لقمه‌ی نون و پنیر و گوجه‌ای که مادرم برای دختر یکی‌یه‌دونه‌اش میگرفت و میگذاشت درون کیفش تنگ شده!
دلم برای مسافتی که تا مدرسه پیاده میرفتم،هوای خنک و گاهی سردِ صبحِ زود، رفتگرِ همیشه سحرخیزِ کوچه‌مون و اون توی فکر رفتن‌ها یا درس مرور کردن‌های وسطِ راه تنگ شده!
دلم برای توی صف ایستادن و به زور و جیغِ ناظمِ لاغرمون ورزش کردن تنگ شده!
دلم برای اون نیمکت‌های خط‌خطی با جامیزی‌های آدامس چسبیده‌ بهش تنگ شده!
و دلم برای دوست‌هایِ شیطون و پایه‌ی کلاسمون که زنگ‌های تفریح روی میز میزدند و صداشون دستِ کمی از حمیرا یا گوگوش و حتی شجریان و تی‌ام‌بکس نداشت و به موقعش درس‌خون‌ترین هم بودن تنگ شده!
دلم برای کنفرانس دادن‌ها،امتحانات شفاهی و کتبیِ میان‌ترم،آن نیم‌نمره‌هایی که با خونِ‌جگر بیست میشد یا حتی جون یه نفر رو از مردود شدن نجات میداد تنگ شده!
دلم برای اون توی هَپَروت رفتن‌های زنگِ اول و سنگین شدنِ چشم‌ها تنگ شده!
دلم برای زنگ‌های تفریح و صدها بار حیاط مدرسه رو متر کردن و حرف زدن تنگ شده!
دلم برای معلمِ زیستم تنگ شده وقتی میگفت غزاله درِ گوشی به فاطمه چی میگی؟! و من انقدر باهاش راحت بودم که میگفتم: داشتم بهش میگفتم این ایرانسل میگه دوهزار تومن بده،پنج گیگ اینترنت بگیر!میخواین کُدش رو بدم بهتون؟! و اونجا بود که معلممون میگفت آره! بیا بده،یه جا لازم میشه!
من حتی دلم برای اون امتحانات ترمِ دوم،اون استرس‌ها و دائم دستشویی رفتن‌ها و شب‌زنده‌داری‌هاش،اون مرور‌ها و کتاب‌ خوردن‌ها و آماده کردنه خودکار آبی و مداد و پاک‌کن سرِ جلسه امتحان و چسبوندن کارتِ ورود به جلسه به مقنعه‌ی سرمه‌ای و تقلب رسوندن به بچه‌ها تنگ شده!
به ما گفتن قدر این روزهاتون رو بدونین، خیلی خوبه،خیلی صفا و شور داره!
ما خندیدیم و گفتم کجاش خوبه؟!دلتون خوشه‌ها!صداتون از جای گرم بلند میشه...!
هر چند سعی کردیم قدرش رو بدونیم و‌خاطرات شلوغ و شادی بسازیم...!
الان یه سر به سنگ خورده بهتون میگه : قدر این روزهاتون رو بدونید :) 
#غزالیـــات🍀

آقای دال
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۲:۲۱
تموم نشده دلتنگ شدم ...

پاسخ :

:) حسِ غریبیه...
لیمو ترشـــ🍋
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۲:۲۵
همه چیش خوبه جز امتحانا:/
دلتنگ هر چی بشیم امتحان نهههههههه:(

خواب سر کلاس خیلی دلچسبه^^

پاسخ :

امتحانات خیلی تنش‌زاست 😰
تا حالا نتونستم توی کلاس بخوابم فقط زنگ‌های اول کسل بودم 😂
کاش یه‌بار میخوابیدما..!!! 😂😂😂 ولی نمیشه،خیلی سروصداست...
خانوم ربات
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۲:۲۸
من پشت کنکوریم..

اصلا دلم تنگ مدرسه نمیششه :/

پاسخ :

منم پشتُ کنکوریم.ولی دلم برای مدرسه تنگ شده :) 
مداد رنگی
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۲:۳۱
من الان دانشجوام وقتی بهش فکرمیکنم
دلتنگ اون زمانامیشم که بچه بودم ومیرفتم مدرسه
یادش بخیرمدرسه:)

پاسخ :

آره واقعا،عجب دوره‌ای بود.چقدر همه چیز واقعا صمیمی و باصفا بود :) 
علیـ ــر ضــا
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۲:۳۶
😐😐😐 

پاسخ :

بلاخره میفهمی من چی گفتم 😂
سام نجفی نیا
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۲:۵۷
سالهاس دیگه مزه مدرسه رفتن رو فراموش کردم 

پاسخ :

خیلی خوب بود... متاسفانه تموم شد .
انگور ...
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۳:۲۵
منم بعضی وقتا که یادش میوفتم عجیب دلم تنگ میشه

پاسخ :

امان از این دلتنگی‌ها :( 
منم 😑
حوا بانو
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۳:۴۵
منم دلم تنگ شده...با اینکه هنوز یه ماه از تموم شدنش نگذشته,ولی دلتنگشم :(

پاسخ :

هعی :( برای من که دو سال از اتمام دبیرستان گذشته،دلتنگ بودم هر سال :) 
Judy ^^
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۳:۴۶
منم خیلی تنگ شده دلم برا دوران دبیرستان :)) 
هیچ دانشگاهی جای دبیرستان و نمیگیره ^_^ 

پاسخ :

واقعا همینطوره.دبیرستان حال و هوای دیگه‌ای داشت :( 
آرام :)
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۳:۴۷
تنگ شده :((

پاسخ :

میفهمم :'( 
پری شان
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۴:۳۰
😅
فک نکنم دلم برای اون روزا تنگ شه...

پاسخ :

منم گاهی همچین فکری میکردم ولی تنگ شد :) 
آرام ..
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۴:۴۹
هی دختر چه خوب توصیفش کردی
هیچیو از قلم.ننداحتی
تمام خاطرات مدرسم مرور شد و من دلتنگ تر :)
عجیب دورانی بود عجییب

پاسخ :

:) 
واقعا عجیبببب دورانی بود :(  دلم بیشترترتر تنگ شده :'( 

هلما ...
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۴:۵۷
عه من فک میکردم پیش دانشگاهی :))
من الان دلم برا دانشگاه هم تنگ شده، زمان خیلی زودتر از اونچه فکرش رو بکنیم میگذره.

پاسخ :

نه عزیزجانم :)) پیش‌دانشگاهی را دو سال پیش بدرود گفتم!
پس دانشگاه هم دلتنگی داره :( در آینده قدر خواهیم دانست :) 
آرزو ﴿ッ﴾
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۵:۲۸
من از همون تابستون میدونستم بالاخره یه روزی دلم تنگ میشه. وقتی اومدم دانشگاه و دیدم اصلا با دبیرستان قابل مقایسه نیست حس و حالش، دلم براش کمی تنگ شد. برای با هم خوش بودنای ۱۲نفره‌مون :)) اگه الآن بازم همه از حال هم خبر داشتیم و دوست بودیم، شاید تنگ نمیشد ولی خواسته یا ناخواسته با تموم شدنش بعضی‌ها بیشتر دور میشن... :) 

پاسخ :

درسته‌.ما هم یه اکیپ داشتیم که منحل شد :| 
دبیرستان واقعا یه چیزه دیگه‌س ;) 
fafa 4026
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۶:۳۰
دیووانه ای ها دلت برا چیش تنگ شده :))))

پاسخ :

به مرور تو هم دلتنگ میشی.هر وقت دلتنگ شدی،میفهمی چی میگم ;) 
Frozen Fire
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۶:۴۲
آخرین روز جوری به درودیوار مدرسه نگاه میکردم که هر آن احتمال ترک خوردنشون وجود داشت.
منم به معلم فیزیکمون میگفتم عمراااااا دلم برای اینجا تنگ نمیشه..
ولی هنو هیچی نشده تنگ شد...

پاسخ :

الهی :)  منم دوست داشتم برم و یکسری معم‌ها رو دیگه هیچوقت نبینم ولی حتی دلم برای همون‌ها هم تنگ شده! :( 
دلتنگ میشیم،بلاخره دوازده،سیزده سال پشتِ نیمکت‌ها با معلم‌ها و دوستای مختلف گذروندیم و چقدر بهمون خوش گذشت :) 
Dr. Nelii
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۶:۴۴
منم خیلی دلم تنگ شده:(
کاش قدرشو میدونستیم همون موقع

پاسخ :

میفهمم :(
خب من یه جورایی و تاحدی که در توانم قدرش رو دونستم ولی بلاخره روزها میگذرن،پس چه بهتره خاطره‌های خوب بسازیم تا بمونه :) 
ساحل آرامش
۱۴ خرداد ۹۶ , ۱۷:۴۲
عخییی
یاد همه اینایی ک گفتی بخیر...

پاسخ :

:)  آره واقعا،یادش بخیر...
صبا مهندس
۱۴ خرداد ۹۶ , ۲۲:۱۰
من با این که خیلی ازش گذشته ولی هنوزم بعضی شبا بهش فکر میکنم.مخصوصامخصوصا شب اول مهر...حس وحال عجیبیه

پاسخ :

آره واقعا اول مهر چه حس و حالی داشت:) یادش بخیر 💓
محبوبه شب
۱۴ خرداد ۹۶ , ۲۲:۱۹
عخی با دل بیقرار من چه کردی غزاله!!!؟
منم دلتنگشم... 
هعـــــــــــــــــی چه زود گذشت...

پاسخ :

میفهمم حست رو مهربون جانم 😣
واقعا زود گذشت . . .
Haa Med
۱۴ خرداد ۹۶ , ۲۳:۲۸
گذشت و رفت...

پاسخ :

و چه سریع (-_-)
عاشقان ریاضی ....
۱۵ خرداد ۹۶ , ۲۲:۲۷
هیچ وقت دلم برا مدرسه تنگ نمیشه

پاسخ :

شاید بشه.هیچ چیز غیرممکن نیست :)
ــ پــــــــــائــــیزــ
۱۶ خرداد ۹۶ , ۰۰:۵۱
من دلم برای مدرسه لک زده حتی گاهی خوابشو میبینم

پاسخ :

ای جان :) 
منم گاهی خوابش رو میبینم ;) 
گل بهار ..
۱۶ خرداد ۹۶ , ۱۷:۳۳
منم دلم تنگ شده ...ولی تنگ کوتاه مدت ...که مثلا دو سه روزی برم و برگردم ...مثل یه تونل زمان :)

پاسخ :

بلاخره تنگ میشه. برای منم همونجوره :)  نوسانی،میاد و میاره ;) 
جودی آبوت
۱۷ خرداد ۹۶ , ۰۲:۵۱
من دلم اما هیچ تنگ نشده . 
دوستان بس مزخرفی داشتم :/ 

پاسخ :

ای بابا 😂 خب دیگه دوستان مزخرف بودن،حق داری دلت تنگ نشه 😅
Ashkan
۱۷ خرداد ۹۶ , ۱۸:۰۹
شما ۲۰سالتونه پشت کنکوری هستین؟؟؟

پاسخ :

بله :) 
رشته‌ی تجربی،اون هم فقط دندون‌پزشکی‌خواه... بنظرتون سخت نیست؟ :) چیزه عجیبی نیست. خیلی‌ها مثله منن...
مثله من حاضر نیستن هر رشته‌ای برن.من برای علاقه‌م حاضرم چندین سال بجنگم ولی مطمئنم آخرش بدستش میارم ;) 
من و غریبه
۲۰ خرداد ۹۶ , ۱۸:۳۰
آخی اینجوری میگی آدم دلش میخاد دلش واسه مدرسه تنگ شه ها :)

پاسخ :

به به! پس شما هم اومدید در جمعِ ما دلتنگانِ مدارس :))
خانم اشک
۰۴ تیر ۹۶ , ۲۲:۰۰
کودکی از این هم شیرینتر بود...

پاسخ :

کودکی... چقدر هم زود گذشت :) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
👣 پرسه در حوالی احوالم...
🍀 من آن شبدر چهـار پـرم...
Designed By Erfan Powered by Bayan