غزالیات

روحِ من کم‌سال است

زندگی یک کنکوری

داشتم به زندگی یک ساله‌ی یک کنکوریِ از همه‌جا بی‌خبر فکر میکردم!
مثلا صبحِ خروس‌خوان،با اینکه هوای اتاق از هوای بیرون سردتر است و دستهایت به علته بیرون ماندن از پتو کاملا بی‌حس است،از خواب بیدار میشوی و صبحانه خورده یا نخورده،میچسبی به درسهایت و انقدر میخوانیشان که یادت برود وقت ناهار است و باید کمی به خودت استراحت بدهی!
بعدترش،یعنی بعد از بلعِ فوری ناهار،به اتاق پناه میبری و چون خیمه،خم میشوی روی کتاب‌هایت و انقدر در بطنِ درس فرو میروی که حتی با کثیف‌ شدنِ شیشه‌ی عینکت هم آزرده نشوی و به احتمالِ زیاد اصلا متوجه‌اش هم نشوی!
غروب هم که میشود کمی خودت را کش‌و‌قوس میدهی و حس کنی دیگر نمیتوانی ادامه دهی و قلنجی نابهنگام به سراغت آمده...
بعد از آنکه با خودت سروکله میزنی و قلنجِ مذکور را به در میکنی،میشینی و دوباره به همان غلظت به کتابهایت میچسبی و دوباره شروع میکنی!
آخر شب هم همان طور چمباتمه زده بر روی کتاب‌ها،در حالیکه نصف صورتت از خستگی با کتاب‌ها یکی شده است،به خواب میروی و مادرت می‌آید مهربانانه،پتو رویت می‌اندازد و قربان صدقه‌ات میرود و...!
این هم میشود زندگی یک کنکوریِ تجربی که فقط دندان‌پزشکی میخواهد نه چیزِ دیگر!
#غزالیــات🍀

دختر حاجی
۲۶ آبان ۹۵ , ۱۳:۳۴
خیلی خوبی که.    یکی باید منو به زور مجبور به خوندن کنه   

پاسخ :

من چند روز اینطوری درس میخونم،بعد دوباره شُل میشم :( 
کاش یه جوره دائمی این حالت تکرار میشد تا به نتیجه میرسیدیم! :/ 
baro Ok
۱۱ دی ۹۵ , ۱۱:۵۸
اگ یه ذره برنامه مورد را نرم تر کنی دائم میشه 

پاسخ :

چشم ;) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
👣 پرسه در حوالی احوالم...
🍀 من آن شبدر چهـار پـرم...
Designed By Erfan Powered by Bayan