غزالیات

روحِ من کم‌سال است

طبیعی پیر شویم

شاید به هیچ چیزِ دیگر در آینده خیلی مطمئن نباشم اما مطمئن هستم میخواهم طبیعی پیر شوم! میخواهم کم و بیش چین‌هایی که در همین بیست و یک سالگی،هنگام خندیدن،کنار چشمم جا خوش‌ میکنند،تا سال‌های بعد بیشتر و بیشتر هم بشوند و وقتی چشم‌هایم میخندد،بخزند اطرافِ پوستِ نازکِ چشم‌هایم!
واقعاً میخواهم با گذر زمان،خطِ خنده‌هایی که لپ‌هایم را پررنگ‌تر میکنند،عمیق‌تر شوند و من همچنان بی‌پروا به خندیدن ادامه دهم و به فکر تزریق ژل و یا کوبیدن و از اول ساختنِ خود نباشم!
میخواهم به مرور، یک خطِ بزرگ بر روی پیشانی‌ام نمایان شود و من هرگاه تعجب میکنم و ابروهایم را بالا میدهم،بیرون بپرد و دلم به همان تعجب‌های شادِ ناگهانی خوش باشد!
من عمیقاً میخواهم وقتی خود را جلوی آینه میبینم باز عمیق‌تر بخندم و ‌بگویم خط‌های زیادی بخاطر خنده‌ها و شاید گریه‌هایم،کنار چشم‌هایم افتاده‌اند و من تک‌تکِ‌شان را دوست دارم ؛چون بوی زندگی میدهند و از پُر فراز و نشیب و کماکان جذاب و ماجراجویانه‌ بودنِ دنیایم میگویند و شناسنامه‌ی آن سختی‌ها و شادی‌ها همین چین‌و‌چروک‌های کوچک و بزرگند!
میخواهم دست بکشم روی چین‌های ظریفِ دست و‌ صورتم،چشم‌هایم را ببندم و تجربیات زندگیم را مرور کنم.
میخواهم همین چشم،همین بینی،همین لب و همین پوست را در کنارِ عزیزانم پیر کنم و همیشه یادم بماند من همین را دوست دارم.همین همیشه ساده را! کسی که به نقاشیِ بی‌نقصِ خدا دست نبُـرد و طبیعتِ طبیعی‌اش را شاکر بود.درست به همین صورتِ گرد و بچه‌گانه،به همین نگاه‌های براقی که هیچ عملِ جراحی‌ِ موفقی هم نمیتواند برای چشمی بسازد! 
بی‌شک باید همیشه برای طراوت روح و جسممان وقت بگذاریم اما به زیباییِ طبیعی‌مان دست نبریم . . .
همین طبیعیِ خالص و بی‌آلایش! :)
#غزالیـــات🍀

👣 پرسه در حوالی احوالم...
🍀 من آن شبدر چهـار پـرم
Designed By Erfan Powered by Bayan