غزالیات

روحِ من کم‌سال است

کاش دیگر تمام شوند . . .

همیشه توی اوضاع بحرانی و دلهره‌آور با خودم فکر میکنم چرا بعضی آدم‌ها انقدر بد شدن!چرا اسمِ کارهای کثیفشون رو میزارن زرنگی! چطوری هر شب به وجدانشون یه مشت قرص‌خواب میخورونن!؟ چرا فکر میکنن مشکلات،سختی‌ها و ویرون شدن‌ها فقط برای همسایه بغلیه!
چرا نباید دنباله مقصر بگردیم؟ اتفاقا باید دنبالِ مقصر گشت!
چرا با تمدنِ عظیمی که داریم انقدر از کشورهای به ظاهر بی‌تمدن عقبیم! چرا باید آجرِ خونه‌هامون با چسب راضی بهم چسبیده باشه!چرا بعضی بساز بفروش‌ها فکرِ این هستن که جیبشون رو با پول حروم پُر کنن؟!
باید دنبالِ مقصر بگردیم!وقتی مقصر پیدا شه،جلوی یه دردِ جدید گرفته میشه.یه دردِ جدید که نمیدونیم دوباره قرار کدوم شهر رو زیرِ آوارش خفه کنه و چند انسان رو بی‌جون و بی‌خونه کنه یا از وحشت مردم رو آواره‌ی کوچه و‌ خیابون و سالن‌های ورزشی کنه...
آره دنیا دارِ مکافاته ولی اگه ما بهش نخ بدیم! نمیدونم!حتی گاهی نمیشه چیزی گفت!انگار هیچ‌جا تریبون آزاد نیست!
اگه بگی این استرس‌ها رو باید مسئولین رفع کنن، باید مردم هم دست به دست هم بدن،خیلی‌ها جبهه میگیرن...!
ولی نیازه که دیگه این جبهه‌ها رو کنار بزنیم.
باید بگم اون عکسِ چسب‌زخم روی پروفایل‌ها چیزی رو درست نمیکنه.مردم کرمانشاه بیشتر از یک ماه در کنار دردها دارن نفس میکشن و کماکان هنوز هم درد دارن.چه بسیار بچه‌هایی که توی این سرما بیمار شدن و واقعا کجان اون‌هایی که باید باشن و چه سریع غیبشون زد؟!
شاید باید این گوشی‌ها رو کوبید روی زمین و همین الان همین نوشته رو پاک کرد و برای کمک کردن به یک زلزله زده،یک جنگ‌زده و نجات یک انسان کاری کرد.شاید هم واقعا جز همدردی چیزه دیگه‌ای در توانِ ما نباشه و ما از نظر مالی واقعا نتونیم کاری کنیم.ولی روی صحبتم بیشتر با اون‌هایست که میتونن و وظیفه‌شون هم هست که کاری بکنن ولی با جون و‌ دل کاری نمیکنن!فکر‌ کنم دیگه همه میدونن آدمی که داره توی دریا خفه میشه به همدردی احتیاجی نداره.مردمی که زلزله زده میشن،تن و بدنشون با هر لرزه میلرزه،قلبشون بی‌اختیار میخواد از سینه بزنه بیرون و هزاران درد که میتونه با این اتفاق پررنگ‌تر بشه،خیلی‌هاشون شاید نتونن صفحه فیس‌بوک و اینستاگرام و غیره‌مون رو ببینن و حتی اگر هم ببینن خسته‌تر از این حرف‌ها و نقاشی‌ها و آهنگ‌ها هستن و‌ حس میکنن پشتیبانی جز خدا ندارن!
از همین روزهای بحران‌زده و ترسناک ‌نوشتم با اینکه خدایی نکرده میتونه ترسناک‌تر هم بشه و از تحمل خارج بشه.
اینکه چقدر همه چیز میتونه سخت بره جلو و زندگی‌ها رو مختل کنه...
کاش ساختمون‌هامون انقدر ایمن بودن که حالمون بابت هر لرزه فرو نمی‌ریخت.
#غزالیـــات🍀

👣 پرسه در حوالی احوالم...
🍀 من آن شبدر چهـار پـرم
🍃 دانشجوی روانشناسی
Designed By Erfan Powered by Bayan