غزالیات

روحِ من کم‌سال است

از نبودن‌هایم . . .

آمدم از نبودن‌های این روزهایم بنویسم که دیدم نمیشود! اصلا باید چه نوشت؟!
آیا همین کافی نیست که بدانم حالتان خوب است و همان لبخند بی‌بهانه گوشه‌ی لب‌تان چشمک میزند،روزمره‌تان را با عشق جلو میبرید و آغوش عزیزانتان هنوز برایتان گرمترین آغوشِ دنیاست؟
و من خوب هستم و این روزها میخواهم خوب‌تر از یک خوب جلو بروم!
خودم را مسئول رویاهایم دانستم و میخواهم کارهای زیادی برایشان بکنم! رویاها باید دنبال شوند تا از حقیقی شدنشان دلمان آرام شود،حَظ کنیم،اصلا بلند جیغ بکشیم و اشکِ خوشحالی و ذوق بریزیم!بی‌شک اگر از تهِ دلمان بخواهیمشان،خودشان راه را به ما نشان میدهند.رویاها را میگویم!
داشتم میگفتم!نبودنم را به پای فراموشی‌ام نگذارید! شما و این خانه‌ی کوچک برایم دنیایی هستید.دنیایی که به‌ خودیِ‌ خود زیادی فوق‌العاده‌است!
این روزها هم می‌آیم و گریزی میزنم و میروم به دنبالِ عملی کردنِ آروزهایی که برایم بوی زندگی میدهند.
درِ گوشی به شما میگویم!زیادِ زیادش تا چند ماه دیگر،پرحرفی‌هایِ روزهای آینده‌ام،ستاره‌ زردِ خانه‌‌ام را روشن میکند!
#غزالیـــات🍀

👣 پرسه در حوالی احوالم...
🍀 من آن شبدر چهـار پـرم
Designed By Erfan Powered by Bayan